تبليغاتX
تراوشات دل

سه شنبه چهارم بهمن 1390

تراوشات دل!

بسم الله

این روضه ای که حاج سعید حدادیان میخونه به همراه حاج محمود، که میگه خداحافظ ای سیاهیا، خداحافظ ای روضه های ابوالفضل... این روزها خیلی میچسبه. به این پیراهن مشگی عادت کرده بودیم. سخته در آوردنش. باید روز شماری کنیم تا فاطمیه. خوش یه حال کسانی که امروز تو حرم امام رضا(ع) هستند. قربانش بروم، هر وقتی که رفتم مشهد نگذاشت دست خالی برگردم، شده حتی به ریختن یک قطره اشک تو حرمش. قصد ریا ندارم به خدا. ولی دلم خوشه به اشکی که تو حرم آقا بر گونه هام جاری شده. خیلی خوشحالم. تنها جایی که بدون روضه و بدون هیچ پیش زمینه ای ابر چشمانمان رگباری میباره حرم امام رضاست. خدایا شکرت. آخ آخ آخ. بد جور دلم هوس حرم کرد. این قطره قطره های اشک همه شان دستگیر است. دست آدم را می گیرد.

                                              ************************

یک وصف حالی از مردم ژاپن شنیدم در برخورد با دلالان و کسانی از آشفتگی بازاز استفاده می کنند و به فکر سود جویی هستند. دلالان قیمت مرغ را در ژاپن رساندند به بالاترین حد. به این نیت که مردم محتاج بخرند و اینها پول پارو کنند. مردم هم نخریدند و فضای شهر از بوی گند مرغهای متعفن غیر قابل تحمل شد. دلال جماعت به سوراخ خود خزید و دیگر هوس بالا پایین کردن قیمت به سرش هم نزد. در کشور خودمان پشت سر هم حباب درست می شود. همه را از چشم باندهای زر و زوری می بینم که در روزگار شخصی سازی های کارگزاران پا گرفتند. اینها تقصیر دارند ولی نه به اندازه مسئولین وقت که روزه سکوت گرفته اند و حتی یک معذرت خواهی ساده را هم زورشان می اید که به زبان بیاورند. آهای آقای وزیر اقتصادی که فقط در روز استیضاح مجبور به عذر خواهی شدی، الان وقت عذر خواهیست. آن هم از مردم. نه از نمایندگان مردم در بزنگاه استیضاح، که استیضاح کنندگانت هم خود بارها مستحق استیضاح هستند در آخرین دوره مجلسشان. حالا بگذریم. پشت سر هم حباب قیمت درست می شود و به تبعش تشکیل صفهایی که برای خریدکالای حبابیست، که طول صفهایش از طول صفهای پیت نفت دهه شصت هم بیشتر می شود. آقا جان مگر چنتا سکه گیرت می آید؟! چقدر می خواهی سود کنی؟ یک میلیون؟ ده میلیون؟ شمایی که توی آن صف کذایی ایستادی حق اعتراض به دولت و نظام را نداری. چون شما به عنوان یک شهروند عادی هنوز سطح درکت آنقدری بالا نرفته است که حباب را تشخیص دهی و به خاطر منافع یک شکم گنده سود جو شب و روزت را در صف با هم یکی نکنی. حالا هی از حباب بنال و از بالا پایین شدن قیمتها. بنال ببینم به کجا میرسد این ناله هایت.

                                              ************************

ایام انتخابات هم نزدیک است و بزنگاه ملت برای تثبیت شرایط مملکت. میگویم تثبیت به این خاطر که اگر مجلس ثبات داشته باشد، به تبعش تمام ارکان این نظام ثبات دارند. فقط و فقط به جبهه پایداری رأی میدهیم چون پایدار هستند در آرمانها و افکارشان. اصولگرایان هم خوش باشند و با تمام نصایح بزرگانشان باز هم بزنند به تیپ و تاپ هم تا بینند چه پیش می آید. دیگر نباید جایی برای گل به خودی ها بماند تا پوشه به زیر بغل شرق و غرب و شمال و جنوب مجلس را برای جمع کردن امضا طی طریق کنند تا برای رو کم کنی بخواهند فقط رئیس جمهور را یک روز بیاورند چهارتا سوال آبکی از او بپرسند و بفهمانند که ما هم هستیم. یا از تریبوت مجلس توهین و فحاشی را جایز ندانند. یا اینکه کانال برای فرار جاسبی و جاسبی ها از زیر بار اتهامات ریز و درشتش نزنند و امواش را وقف نکنند و یا اینکه حقوقشان را مادام العمر نکنند، و یا اینکه بعد از گذشت سه سال از دوران مسئولیتشان به خاطر یک تذکر آئین نامه ای با هزار جا تماس نگیرند که امشب من را در تلویزیون ببینید که دارم وظیفه نمایندگیم را به جا می آورم و در حال تذکر دادنم!

یا حق


                                            

نوشته شده توسط سید مهدی در 10:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم دی 1390

بسم الله

 

 



امضای فرزندان عاشورا. روح شهید مصطفی احمدی روشن شاد.

همنشین ائمه معصومین(علیهم السلام) است انشا الله.

 یا حق

نوشته شده توسط سید مهدی در 13:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم دی 1390

یادداشت میهمان

بسم الله

ذوالفقار دو دم


آيا رهبري در برابر جريان منحرف مشايي سکوت کرده است !؟

آتشی بر خرمن مشایی چی ها.

یادداشتی از برادر بزرگوار علیرضا روانستان، در مقابل یاوه گویی ها و لجن پراکنی های حامیان جریان انحرافی.

وظیفه خودم دانستم این مطلب را باز نشر دهم. هرچند که باز دید کننده زیادی هم ندارم. از دوستان هم تقاضا دارم این مطلب را در وبلاگهای خود نشر دهند.

باشد تا شر انحراف و جریان انحرافی از سر این دولت و ملت برای همیشه کم شود.

یا حق

نوشته شده توسط سید مهدی در 15:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390

پروژه هراس از هاشمی

بسم الله

جدیدا برادران حامی دولت(بخوانید مشایی)، مشغول مانوری اساسی و با همه توان بر روی نام هاشمی هستند. از نظر اینها هاشمی رفسنجانی برای اولین بار با به کار بردن کلمه ای به نام انحرافی، تمام ارکان یک نظام توانمند را به جز نور چشمی های دولت( که همگی فاقد اشتباه و لغزش هستند!)، به بازی گرفته و و به نوعی به اختیار خودش در آورده! این پروزه هاشمی هراسی یک فرار به جلوی حساب شده از طرف حامیان دولت(بخوانید مشایی) برای به انحراف کشاندن اذهان از افرادی است که درون دولت، تا به حال چیزی جز هزینه های واهی و از دست رفتن تمرکز دلسوزان درون دولت، برای این دولت در بر نداشته است. در همین روزهای گذشته بر سر قضیه جناب جوانفکر ببینید چه الم شنگه ای که به راه نینداختند. گریزی بزنیم به دادگاهی که جناب شریعتمداری را به خاطر صحبتهای یک انسان معلوم الحال برای ارائه توضیحات و دفاع فرا خواند. جناب شریعتمداری با عزت و احترام به دادگاه رفت، از خود دفاع کرد و منتظر حکم دادگاه ماند. حال جناب جوانفکر را جایگزین جناب شریعتمداری کنید. به گمانم چندین کشته نیز بر جای می گذاشت. جناب مشایی انسان دلسوزیست. انسان خدومیست. واقعا زحمت می کشد. واقعا کار می کند. ولی نمیدانم چرا در این چند سال اخیر بخش اعظمی از توان دولت به ماست مال کردن حرفهای این آقا و اطرافیانش می گذرد.

بر می گردیم به پروژه هاشمی هراسی. عرض کردم که تمام این مسائلی را که جدیدا با نام هاشمی شروع کرده اند یک فرار به جلوی حساب شده است. زین پس، دیگر جایی برای دفاع از تحرکات جریان انحرافی وجود ندارد و قضیه در اردوگاه حامیان دولت(بخوانید مشایی) لوث شده و به هیچ وجه جای کار ندارد. این می شود که با انواع و اقسام تحلیلها اذهان را به این سو هدایت می کنند که از ابتدا هم جریان انحرافی در کار نبوده و این ساخته و پرداخته ذهن هاشمی و اطرافیان است. اگر کلمه جریان انحرافی ساخته پرداخته ذهن هاشمی است، چرا بعد از این همه مدت و پس از صرف انرژی های بسیار برای موجه جلوه دادن تحرکات جریان انحرافی از هاشمی و نیات درونیش صحبت می شود؟ این یکی از لینک هایی  است که با استناد به آن از در صدد کلید زدن پروژه هاشمی هراسی هستند. در انتهای مطلب فوق تمامی جملاتی که هاشمی در آن از جریان انحرافی نام برده است ذکر است. اولین تاریخ هم برای ۲۹ فروردین ۸۹ است. آیا بعد از این تاریخ و بعد از اینکه هاشمی در این تاریخ از جریان انحرافی نام برده است، این واژه به اصطلاح دهان به دهان بین سیاسیون چرخیده و به به این مسئله منجر شده است؟ یعنی تا قبل از این تاریخ هیچ حرفی از جریان انحرافی نبوده است؟! یعنی امت حزب الله و دلسوزان این نظام و تمام سیاسیون این مملکت به یکباره گول هاشمی را خورده و شروع به بازی در زمین او نموده اند؟ عجیب است به خدا. انسانهایی که این طور به راحتی بازی می خورند چطور توانسته اند در این سی و دو سال عمر انقلاب از فتنه ها خودشان و این نظام را عبور دهند؟

یکی از دوستان سابقمان چندین لینک را در توضیح اینکه هاشمی برای اولین بار پروژه نام بردن از جریان انحرافی را به راه انداخته است، در وبلاگ خود قرار داده است. در اکثر لینکها هم از این سخن هاشمی که گفته است""سکوت رهبری در برابر انحراف رئیس جمهور جایز نیست""" صحبت به میان آورده شده است.  باز هم اکثر لینکها در آذر ماه امسال نگاشته شده است! یعنی فقط در این چند ماه اخیر است که ما از جریان انحرافی می شنویم و می نویسیم؟! یعنی تا اواخر سال قبل ما چیزی به نام جریان انحرافی از هیچ شخصی نشنیده بودیم؟!! در مطلب خودش هم به جملاتی از هاشمی که جریان انحرافی را در خود دارد استناد کرده است که تاریخ همگیشان از اواخر ۸۹ و سال ۹۰ است. یعنی تا قبل از این هیچ کس از جریان احرافی و انحراف اطرافیان رئیس جمهور نگفته است!

پس وقتی که حضرت آقا (حفظه الله) در رابطه با عزل مشایی حکم حکومتی صادر نمودند در این رابطه، در فضای سیاسی کشور از چه چیزی صحبت بود؟ جز این بود که سرخوردگی ها از انحرافات بعضی ها نشأت می گرفت؟

دوستان بروند به عقبه اعمال خود در تطهیر مشایی نگاهی بیاندازند تا بفهمند که چه کسی و چه کسانی با حمایت های بی دلیل از این جریان و طرف شدن با یک طیف عظیم که روزی سینه چاک گفتمان اصیل دولت کریمه بودند این بساط را علم کردند. به قولی این روزنه را ایجاد کردند تا هاشمی کاملا مطمئن شود. هاشمی زمانی شروع به پرداختن به جریان انحرافی می کند که خیالش هم از درون دولت و هم از حامیان بی کله بیرون دولت خیالش راحت است. از این روزنه استفاده می کند تا رهبری را در تنگنا قرار دهد. هاشمی خیلی زرنگ تر از اینهاست. یا شما با عرض معذرت خیلی گاگول تشریف دارید و یا اینکه همه را گاگول فرض کرده اید. این دولت دو سال دیگر با تمام فراز و نشیب هایش به اتمام می رسد. هاشمی چرا باید در این دو سال باز هم پروژه زدن دولت را شروع کند؟ از زمان تشکیل دولت در سال ۸۴ می دیدیم که باندهای حاصل از شخصی سازی های کارگزاران چطور برای زدن دولت قیمت مسکن را شبانه میلیون ها تومان بالا و پایین می کردند، ولی دیدیم که الحمد الله با تمام این کارشکنی ها دولت سر و پا ایستاد و به قدرت ادامه مسیر را طی کرد. هاشمی دیگر امیدی به زدن این دولت ندارد. بیخود نگویید از جریان انحرافی برای زدن دولت استفاده می کند. احمدی نژاد در مقابل هر کسی بازی بخورد، در مقابل هاشمی بازی نخواهد خورد. تمامی این مسائل برای زدن رهبری است. چرا نمی خواهید بفهمید؟ اصلا در افکار هاشمی، مشایی کیست؟ جریان انحرافی چه جایی دارد؟ زخم کهنه هاشمی با حمایت های بی دلیل و بی کله شما از منحرفین سر باز کرد و روزنه ای شد برای تحت فشار قرار دادن رهبری. حالا که دیدید گند کار در آمده است، پروژه هاشمی هراسی را راه انداخته اید. با این اوصاف خیلی ساده انگارانه است که هنوز هم تحرکات هاشمی را به طمع در مقام ریاست جمهوری و تضعیف دولت می دانید. از جنگ نرمی می گویید که هاشمی بر علیه دولت به راه انداخته است. استکبار جنگ نرم راه می اندازد ره به جایی نمی برد. حالا با چهار تا تحلیل آبکی به این نتیجه رسیده اید که جنگ نرم هاشمی به یکباره همه ارکان نظان را به بازی می گیرد؟

شما هاشمی را روبه روی رهبر قرار داده اید. خودتان که  عرضه جمع کردنش را ندارید و نخواهید داشت. چون هنوز هم مانند کبکی که سر در برف دارد فقط مشایی را می بینید. محرم میشود فقط از مشایی می نویسید. عاشورا می شود از مشایی می نویسید. RQ170 می نشانیم از مشایی می نویسید. جاسوس کار کشته سیاه را به دام می اندازیم از مشایی می نویسید. حالا هم امید نا امیدان برای زدن رهبری را احیا کرده اید.

این پروژه هاشمی هراسی شما توهین به شعور ملت است و ره به ترکستان دارد.

بیش از این خودتان را ضایع نکنید ای احیا کنندگان امید نا امید هاشمی برای زدن رهبری.

یا حق



نوشته شده توسط سید مهدی در 21:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390

یادش به خیر...

بسم الله

 

 
 
یا حق
نوشته شده توسط سید مهدی در 20:18 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم آذر 1390

لطفا پس از صالح شدن وارد شوید!

بسم الله

چند وقتیست در پایگاه بسیجمان درگیر طرحی هستم به نام طرح صالحین. همان طور که از نام این طرح پیداست، طرحیست که فقط مخصوص صالحین است. یعنی فقط افراد صالح می توانند وارد این طرح بشوند و زین پس هر کسی که خواست وارد یک پایگاه بسیج بشود باید از فیلتر صالحین عبور کرده، و بعد از شرکت در جلساتی که تعدادشان به 12 عدد می رسد کاملا پر بار شده! و به عنوان یک بسیجی صالح، آماده نبرد در میدانی میشود  که هزاران هزار غول بی شاخ و دم در آن مشغول عرض اندام هستند. طرح های مختلفی آمد و رفت. مثل طرح معرفت و... . ولی هیچ کدام کارگر نیافتاد بر این ساختار خسته و بیمار بسیج. حالا طرحی روی کار آمده است به نام طرح صالحین تا بسیجی را از غیر بسیجی تشخیص بدهد و یک تصفیه سازمانی را درون بسیج شروع کند. داخل مسجد نشسته بودیم. جلسه دیدار یاران بود. یکی دو نفر از برادران فشن با شلوار های فاق کوتاه! نزد ما آمدند و تقاضای عضویت در بسیج را کردند. گفتیم بگوییم که این تیپ شما در شأن بسیج نیست، یک مشکل. اگر نگوییم که این تیپ در شآن بسیج نیست یک مشکل دیگر. خلاصه شروع کردیم از طرح صالحین برای این دو بزرگوار تعریف کردن، که از چهره هاشان معلوم بود که دیگر اینها را در مسجد نخواهیم دید. گفتبم خب خدا را شکر، مثل اینکه این طرح با طرح های دیگر فرق می کند و می شود رویش حساب کرد!! با خودم گفتم دلایل مسئولین ذیربط برای ارائه این طرح های پیچیده و دهان پر کن چیست؟ که بگویند در دوره ما فلان طرح به تصویب رسید؟ با کدام بودجه؟ با به کار گیری کدام نیروی دلسوزی که هدفش اعتلای نام بسیج و بسیجیست؟ حداقل کاری که مسئولین برای این طرح باید انجام می دادند، به کار گیری اساتیدی است که حلقه های صالحین را ساماندهی و در جهت پیشبرد اهداف این طرح استفاده کنند. اصلا از بودجه پایگاه ها کم می کردند و جهت جذب اساتید حلقه ها اقدام می کردند. ولی دریغ که همین کار به ظاهر ساده ولی مهم را به خود فرماند هان پایگاه با آن بودجه کم واگذار کرده اند. در کل طرح، طرح خوبیست. ولی ای کاش با برنامه ریزی بهتر و چند سال زودتر اجرا می شد تا شاهد این حجم ناخالصی ها در پایگاه های بسیج نباشیم.

با ورد بی رویه افراد به پایگاه ها، بعد از چندی که چندین سال هم طول کشیده است دوستان بالا نشین تصمیم به ارائه طرحی گرفتند تا به قولی سره را از نا سره تشخیص دهند و یک خانه تکانی اساسی در ساختار بسج داشته باشند. وقتی شروع کردم که حلقه های صالحین را با جایگزین کردن بسیجیان فعال پایگاه تشکیل دهم، به این موضوع پی بردم که اوضاع واقعا وحشتناک و اسفناک است. در حدود 450 نفر آمار پایگاه بود، ولی حقیر از تشکیل دادن نهایتا 3 حلقه 22 نفره عاجر ماندم و درود فرستادم بر روح و روان آقایانی که آن بالا نشسته اند و نوشدارو بعد از مرگ سهراب تجویز می کنند و معلوم نیست این همه سال بر چه اساسی به این حجم نیرو اجازه ورود را داده اند. در طی این سالها فقط کار نمایشی کرده ایم و بس. خدایا این اردوهای قم و جمکران را از ما نگیر. خدایا به خانواده عزیز شهدا عمری طولانی اعطا بفرما که همیشه برای جبران کم کاری ها و لاپوشانی ضعف هایمان با این عزیزان دیدار داشته ایم. خدایا این یادواره های شهدا را از ما نگیر.

اصل ماجرا این است که در این چندین سال اخیر، پایگاه های بسیج فقط اقدام به جذب بی رویه نیرو کرده اند و با پرونده سازی های زیاد فقط پادگان های این مملکت را از وجود سرباز خالی کرده اند! طرف آمده یکی دو ماهی در مسجد فر خورده است و حاجی حاجی مکه، و حالا بعد از چند سال پیدایش شده که سابقه بسیجی بودن بنده را بدهید زیرا حوصله خدمت رفتن ندارم و کجای کارید که کنکور هم خیلی سخت شده است. دیشب جلسه داشتیم با معاونت های نیروی انسانی پایگاه ها. واقعا باید گریه کنیم بر این اوضاع بسیج. طرف با نزدیک به 700 نفر آمار پایگاهش، در به در دنبال بلیط استخر بود تا چند نفری را پیدا کند و یک فرجه 3 ماهه از حوزه بگیرد و تازه با نیروهایی که توسط یک بلیط استخر جذب بسیج کرده است، بتواند سه یا چهار حلقه پایگاه را برای ارائه به مسئولان بالا دست سامان دهد. طرح پشت طرح و نهایتا هیج! گیریم که تمام پایگاه ها حلقه های صالحین خود را تقدیم حوزه کردند و رفع تکلیف انجام شد، بعد از آن چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اصلا چرا نباید مسئولان با تخصیص یک بودجه مناسب، افرادی متخصص و دلسوز را برای تقویت فکری و اعتقادی اعضای پایگاه ها در قالب طرح صالحین مأمور کنند؟ اگر بنا به رفع تکلیف باشد که نیروی انسانی یک پایگاه به راحتی حلقه هایش را از همان آمار نجومی اعضایش تکمیل می کند و کار را تمام، حالا با کدام بودجه ای و با کدام امکانات هر هفته چند استاد را از بیرون پایگاه برای تشکیل جلسات حلقه ها به خدمت بگیرد؟ حوزه قصد دارد با سر زدن به جلسات حلقه صالحین از صحت آن و برگزاری مستمر جلسات حلقه ها آگاه شود، غافل از اینکه تشکیل یک جلسه در هفته و واگذاری اداره آن به امام جماعت مسجد کاریست که به راحتی برای رفع تکلیف کفایت می کند. امام جماعت مسجد هم با تمام مشغله های بیرون و درون مسجد فرصتی ندارد تا در هفته جلسات حلقه ها(سه جلسه یا بیشتر) را با کیفیت مورد نظر مسئولان اداره کند.

طرح صالحین هم پس از اجرایی شدن به ورطه نفوذ عوامل و پارتی بازی و پرونده سازی های پشت پرده ای خواهد افتاد و باز روز از نو روزی از نو و این بار نیز بسیجیان در سایه ای! که فقط برای گرفتن یک برگه گواهی عضویت سر از مسجد و پایگاه در می آورند. هنوز مسئولان برگزاری این طرح تکلیفشان را با خودشان مشخص نکرده اند، آن وقت ادعای جذب و پرورش یک نیروی بسیجی مخلص را دارند. از هر شخصی راجع به این طرح سوال می کنیم یک جوابی می دهد. شب قبل به یکی از مسئولین عرض کردم که برای تشکیل حلقه های صالحین با کمبود نیروی فعال و اساتید سرحلقه مواجهیم، ایشان نیز با خنده می فرمایند فعلا علی الحساب یک لیستی از خیرالموجودین پایگاهتان ارائه دهید تا بعدا ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد!! حالا این فرمایش بعد از سخنرانی طولانی است که مسئول مذکور در رابطه با بسیجی نما ها انجام داده است و این که پایگاه ها باید لبریز از نیرو های متعهد، انقلابی و ... باشد. خفه شدیم از این همه شعار. با کدام بودجه و با کدام امکانات می خواهید بسیجی متعهد و انقلابی تحویل این جامعه بدهید؟ با تشکیل چند حلقه به نام حلقه های صالحین؟

چهار کلمه درد دل بود. همین.


به برکت عشورای ابا عبد الله(ع) هیچ جنبنده ای در حریم هوایی نظام مقدس جمهوری اسلامی از دید سربازان گمنام آقا اما زمان(عج) پنهان نخواهد ماند. حالا می خواهد RQ170 باشد یا هر چیز دیگری...

یا حق


نوشته شده توسط سید مهدی در 23:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم آذر 1390

فردا عاشوراست

بسم الله
فردا عاشوراست، ظهر صدای اذان بلند است. عده کثیری هنوز هم مشغول عزاداریند. حسین(ع) در زیر باران تیر و نیزه و شمشیر به نماز ایستاده است، آن وقت...

فردا عاشوراست، ظهر صدای اذان بلند است. صدای طبل و سنج و بلند گو های دسته جات نمی گذارد صدای بغل دستی ات را بشنوی چه رسد به صدای اذان...

فردا عاشوراست، امام جمعه گلوی خودش را پاره کرده است از چند هفته قبل از محرم که همه امکانات را فراهم کنید برای نماز جماعت ظهر عاشورا. هیأت ها امکانات مورد نیاز برای برپایی نماز جماعت در وسط خیابان را داشته باشند، آن وقت می بینی در جلوی هر دسته ای چند گوسفند به زمین زده اند و جوی خون در کف خیابان راه افتاده است...

فردا عاشوراست. صدای اذان بلند است. ولی همه منتظر علامت دسته محمد هاشم هستند تا بیاید و زیرش خود زنی کنند که مثلا عاشورای امام حسین(ع) است...

فردا عاشوراست، زیر علامت در حال خود زنیست. دوره اش کرده اند. قوت زانوش، زور بازوش صلوات. عباس(ع) علامت به این بزرگی را برای چه باید حمل می کرد در کربلا؟

فردا عاشوراست، امشب دیدم کسانی را که با قلم، به خاطر گُل روی محرم، گِل به رخسار ماشینشان می پاشند که محرم است. ولی از بوق زدن و توقف جلوی پای مسافر نما ها با همان ماشین هیچ ابایی ندارند...

فردا عاشوراست، تکنو که نمی شود گذاشت درون ضبط، ترجیحا یک عدد سی دی جواد مقدم که ذکر حسینش از هزارتا تکنو ریتمیک تر است...

فردا عاشوراست، دخترانی را که به شوق محرم سیاهپوشند! چکمه های براق سیاه تا زانو و یک چادر برق برقی مشکی که مانند شنل زوروست دنبال خودشان می کشند، هرچند که رنگش سیاه است ولی از هر رنگ دیگری بیشتر جلب توجه می کند، یعنی بناست که جلب توجه کند...

فردا عاشوراست، باز همان دخترکان کرم برنزه می مالند به صورت که مثلا عاشوراست و باید با رنگ سیاه عزادار بود برای ابا عبد الله(ع)...

فردا عاشوراست، خدا را شکر گریه مان نمی آید که مبادا ریمل ها به همراه کرم های برنزه کننده، روی صورتمان شُره نکند...

فردا عاشوراست، پسرک اول گِل را مالیده است به موهایش، با رفیق آرایشگرش هماهنک کرده، در آرایشگاه را برای دقایقی باز کرده اند تا دوستان با گِل موهایشان را مش کنند که مثلا عزای ابا عبدالله(ع) است و گِل بر روی سر نشانه عزاداریست...

فردا عاشوراست، خیلی وقت است که اذان داده اند. ولی به عشق مولا از دسته دل نکنده و هنوز مشغول زنجیر زنیست، ولی یکهو نمی دانم چه می شود که مثل  برق از دسته جدا می شود و با هم در شلوغی ها گم می شوند...

فردا عاشوراست،  آوردن فلوت و ارگ و گیتار و ... در دسته ای عزاداری ممنوع است. نواختن آهنگ های جاز و رپ در دسته های عزاداری ممنوع است...

فردا عاشوراست، فلان دسته طبل و سنج و علامت و سیستم صوتی اش از بساط آن یکی دسته خوف ناک تر است...

فردا عاشوراست، زنجیر زنان این دسته از آن یکی دسته چقدر بیشترند، روی آن یکی دسته کم شد، شاخشان شکست...

فردا عاشوراست...

یا حق



نوشته شده توسط سید مهدی در 22:39 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم آذر 1390

بسم الله

سلام علی شاه شیب الخضیب

حسین غریب

 

کم کم سیاهی علمت دیده می شود

 آثار خیمه های غمت دیده می شود

 افتاده سینه ام به تپش های انتظار

 از روی تل دل، حرمت دیده می شود

نوشته شده توسط سید مهدی در 20:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم آبان 1390

یک دایره محدود!

بسم الله

دکتر احمدی نژاد با حامیانش نشستی جهت هم اندیشی برگزار می کند و همه را امیدوار به آینده می کند و نوید روزهای خوب را می دهد. انگار که این روزهای سیاه! به مذاقشان خوش نیامده و باعث کدورت خاطرشان شده است. بعد از برگزاری جلسه مشاهده کردم که دوستان در حال ایجاد مرزبندی های جدی و تشکیل جبهه حق و باطل هستند! اینها بی چون و چرا از دولت و کارهایش و سخنان لغو اطرافیانش حمایت می کردند و حالا بعد از برگزاری این نشست، حجت هم برایشان تمام شده و دیگر هیچ گونه نقدی را در باب صحبتها و نوشته هایشان نمی پذیرند.

دایره حامیان گفتمان دکتر روزی خیلی گسترده بود. به اندازه تمام ایران. دیگر لازم نبود فراخوان بزنند و در یک دایره محدود جمعشان کنند. آنها در این دایره محدود مورد نظر شما جای نمی گرفتند. درونش هم تعریف بود و هم انتقاد. چه بسا تعاریفش در مقابل انتقاد، مانند دریا در برابر قطره بود زیرا گفتمان همان گفتمان اصیل انقلاب بود و راه، راه مستقیم. سایه این تعاریف بر روی نقد ها به شدت سنگینی می کرد و باعث می شد که خیلی جدی گرفته نشود. امروز آن سایه سنگین کار دستمان داده است. حامیان دکتر احمدی نژاد امروز جماعت دلسوزی را که روزی برای گفتمانش از جان و مال و حتی ناموس هم گذشته اند در جبهه باطل قرار داده و مشغول تکفیرند. با شدن و حدت بسیار هم این کار را انجام می دهند. خدمتشان عرض می کنم که جنس آرمانی که به شما غالب کرده اند از نوع در جه دو و بنجل است. آرمانی که این اجازه را به شما می دهد که بی انصافی کنید و حتی در نقد هایتان نام فامیلی افراد را هم به سخره بگیرید. با این حمایت ها فقط در حال نابود کردن خود و جریان متبوعتان هستید. این تند روی ها هیچ وقت به سر انجام نرسیده است. اصولا افراط کردن در حمایت از افراد راه به نا کجا آباد دارد. تند نروید خواهشا. دست آخر می شوید یکی مثل سعید عسگر که اسباب بازی اصلاحاتچیان جهت خود زنی خودشان شد. آنقدر تند رفته بود که دیگر مخ کار نمی کرد و قدرت تحلیل را از دست داده بود. به قول یک از دوستان در این فضای مجازی، سیاه و سفید نگاه کردن مطلق به یک موضوع باعث می شود که از دایره انصاف خارج شویم. و شما حامیان امروز احمدی نژاد هم به شدت در حال فاصله گرفتن از انصاف هستید. این بی انصافی نیست که جماعت دلسوزی که فقط خواستار برگشتن به آرمانهای اصیل انقلاب هستند را تشبیه به افرادی کنید که مختار را تنها گذاشتند و دست آخر هم همگی با ذلت گردن زده شدند؟ عقبه آنهایی که گردن زده شدند چه بود؟ آنها همان مردمانی بودند که خانه نشینی را به علی(ع) تحمیل کردند. همانهایی که با دیدن قرآن بر سر نیزه و تحمیل حکمیت معاویه را بر مسند قدرت ابقا کردند. باز هم برایتان بگویم از گذشته خائنین به مختار؟ حال اینهایی که تکفیرشان می کنید چه کسانی هستند؟ همان هایی که با بصیرتشان اجازه نداده اند در این سی چند سال، انقلاب ذره ای از آرمانها و صراط مستقیمش منحرف شود. به قول خودمان گفتنی اینها عند انحراف شناسان هستند، شما کجای کارید؟ مگر چه حرفی زده اند؟ جز اینکه گفته اند مکتب ایران باید بشود مکتب اسلام و ایرانی مسلمان تبدیل شود به مسلمان ایرانی؟ این خیلی حرف سنگینی است؟ اصرار شما بر ایرانیت و ایرانی بودن چیست؟ صحبت از پیچ تاریخی است. همینهایی که الان از زبان شما لایق تکفیر و تهمتند، سی سال است در جاده پر پیچ و خم انقلاب که بر سر هر گردنه اش راهزنانی سفاک و خونریز کمین کرده اند حرکت کرده اند، چه رسد به پیچ ساخته پرداخته ذهن شما که خود نیز ناتوان از عبورید. ما عبور کرده ایم و شما خبر ندارید.

دلایل معدود شما برای تکفیر کردن فقط این چند مورد است: به نظر خودتان البته: شریعتمداری در تیتر یک کیهان وقیحانه سخنان حضرت آقا را تحریف می کند. روانبخش و زارعی در مناظراتی که با ما داشته اند کم آورده اند و به دروغگویی روی آورده اند(گاف بزرگتان را در مناظره با روانبخش یاد آوری کردیم خودتان را به نشنیدن زدید). عده ای از رجا نیوزی ها در نمایشگاه مطبوعات لات بازی در آورده اند. یک نفر از بی باک نیوز به حجت الاسلام امیری گفته است که سوره حمد را از بر بخوان اگر می توانی. اینها شدند چند مورد؟ به تعداد انگشتان یک دست هم می شود؟ همچنان با آب و تاب این مسائل را بیان کرده اید که هر کس نداند فکر می کند شما اقلیت محق، در میان سپاهیان کفر گرفتار شده اید. امروز اگر جبهه پایداری که انبوهی از ولایتمداران و انقلابی ها و امتحان پس داده ها را در خود جای داده، به خاطر وحدت و آرام نگه داشتن فضای سیاسی کشور با جبهه متحد اصولگرایان وحدت کند؛ شما چرا آن را عبای عثمان می کنید؟ انتظار دارید همه مانند خودتان فقط تکفیر و توهین کنند؟ مثلا انتظار دارید که جبهه پایداری تک تک افراد جبهه متحد را از دم تیغ بگذرانند و به تبعش یک عده دهانهای کثیفشان را باز کنند و این نظام را متهم به دیکتاتوری و تک حزبی بودن و از این دست خزعبلات بکنند؟

شما فقط باعث ایجاد هزینه هستید و بس. دلایلتان از اینکه جبهه حق و باطل تشکیل دهید و مثل آب خوردن مخالفان خود را تکفیر کنید چیست؟ آیا این دیکتاتوری نیست؟ از این دایره محدود خارج شوید و منصفانه نگاه کنید. ماندن در این دایره باعث نابودیتان خواهد شد.

یا حق

نوشته شده توسط سید مهدی در 17:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم آبان 1390

اساتید مغالطه

بسم الله

آسمان از وسط شکاف خورده است و شخصی با سلام و صلوات بر روی زمین نزول اجلال فرموده اند تا به یمن قدومش بصیرت عوام و خواصی را بسنجند که بارها و بارها در سهمگین ترین فتنه ها مردانه ایستادگی کرده اند. مشایی را می گویم. همان مشایی که گرد و خاکی به پا کرده، و در عالم بصیرت و بصیرت پیشگان، انقلابی را بر پا کرده است. تا همین امروز بصیرت پیشگان نمی دانستند که چقدر غلط غولوط! بوده اند. چه جاده خاکی هایی که نزده اند با ورژن قدیم بصیرت. بصیرت جدید را در یابید. بصیرتی که مغالطات در آن به طرز ماهرانه ای جاسازی شده تا افکار را به هر سمت و سویی که بخواهد سوق دهد. از مغالطه در کلام بگیرید تا مغالطه در استدلال و تحلیل. حوادثی که اخیرا در بدنه دولت و در فضای سیاست جمهوری اسلامی به وجود آمده، باعث بروز و ظهور بصیرتی جدید شده است. بصیرتی که به صورت زور چپان قصد دارد شخصی را به شخص شخیص دیگری که از قضا رهبر و ولی فقیه و امام یک امت است بچسباند. این نوع بصیرت زورکی را دیگر ندیده بودیم. چند وقتیست که بعضیها سخنان امام خامنه ای را از بر هستند. در جمله جمله سخنان امام، به دنبال راهی برای به کرسی نشاندن مغالطات خودشانند. اگر قرار باشد که مخالفان آنها مثل خودشان رفتار کنند، کم نیست سخنانی که مانند پتک بر سرشان کوبانده شود. حضرت آقا در سخنرانی 14 خرداد امسال در حرم حضرت امام(ره)، ""رعایت اخلاق را نمود برجسته معنویت در مکتب امام خواندند و تاکید کردند: دوری از گناه ، تهمت، غیبت، سوءظن، بددلی، غرور و اینگونه مسائل، مظهر معنویتی است که امام به آن پایبند بود و مردم و مسئولین را نیز به آنها دعوت می کرد"" ولی اساتید مغالطه؛ گناه، تهمت، غیبت، سوءظن، بددلی، غرور به مخالفانشان نسبت داده و فریاد زدند که دیدید آقا گفت تهمت نزنید و غیبت نکنید؟ پس بی خود کرده اید بر علیه یک جریانی در دولت موضع گرفته اید و به بعضی افرادش در مورد بعضی مسائل تذکر داده اید. اگر قرار باشد که ما هم مثل همان اساتید صحبت کنیم، نه می گذاریم و نه بر میداریم حکم حکومتی حضرت آقا در باره عزل همان مشایی را مانند پتک بر سرشان می کوبیم.

حضرت آقا فرمودند: ""اگر عنوان مجرمانه‌ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم، نباید موجب بی تقوایی و بی عدالتی شود و همه باید در این زمینه ها هوشیار و مراقب باشند"" داد و فریاد که این ما بودیم که طبق فرمایشات حضرت آقا زیر پا له شده ایم و در مورد ما بی تقوایی و بی عدالتی شده است. بینی و بین الله شما له شده اید؟ صفار ها و لنکرانی را به خاطر بعضی ها که نه در سابقه و نه در روحیات انقلابی و انقلاب گری با آنها قابل مقایسه نیستند از بدنه دولت کنار گذاشتند فقط به جرم مخالفت با همین آقایان. تا اینجای کار هیچ مشکلی نیست. دولتش است و حق انتخاب و اعمال سلیقه خود، ولی شما نه تنها له نشده اید بلکه با قدرت تمام در صحنه هستید و زورتان می آید جواب یک خبرنگار را که به دنبالتان می دود بدهید و با این عنوان که زین پس باید به این رفتار من عادت کنید از جواب دادن به سوالات در می روید. این چه ظلمی است که ریاست جمهور با قدرت تمام پشت سرتان ایستاده است و تمام قلمها و سخنان اطرافیان را که دلسوز این دولت هستند و دلسوزیشان را ثابت کرده اند خبیث و بی انصاف می خوانند.

برداشتهای شخصی اساتید از سخنان حضرت آقا و ربط دادن های مفهموم و جان کلام سخنان ایشان به خود و جریان مطبوعشان واقعا خنده دار است. اگر به این باشد ما هم می نشینیم جور دیگری تفسیر می کنیم و به نفع خودمان مصادره. شأن خود را آنقدر بالا می دانند و آنقدر خود را معصوم و علیه السلام می پندارند که حضرت آقا را سپر بلا کرده اند و خط به خط کلام ایشان را به نفع خودشان مصادره می کنند. لطف کنید شأن، مقام و منزلت حضرت آقا را ارج بنهید، احترام بگذارید. دلایلتان از اینکه حضرت آقا در لابه لای سخنانشان فقط از شما دفاع کنند در لفافه و به مخالفان شما خرده بگیرند چیست؟

مغالطه در استدلال هم که واویلا است. چند نمونه را برایتان باز گو می کنم تا آخر ماجرا را خودتان بخوانید. دکتر احمدی نژاد از خلق کردن توسط انسان می گوید. این که انسان مظهر خلاقیت خداوند است و هر آنچه را که خداوند خلق کرده، انسان نیز می تواند خلق کند. ولی آیا انسان می تواند روح در کالبد مخلوقات خودش بدمد و زندگی ببخشد؟ یا این فقط به اذن پروردگار است؟ موجودی را انسان خلق می کند. مثلا گوسفند شبیه سازی شده. این گوسفند شبیه سازی شده را از رحم یک گوسفند مادر بیرون می آورند نه اینکه آن را در محیط بیرون از بدن گوسفند مادر تولید کنند. جابر بن حیان نیز در باره خلفت انسان نظری دارد. این که خداوند دفعه ای عمل می کند ولی انسان مرحله ای و با داشتن وسایل. به سخنان رئیس جمهور ایراد وارد می شود و در این لحظه حامیان مشایی وارد صحنه شده و به آنها این تهمت را نسبت می دهند که شما جابر بن حیان را یک اومانیست خواندید. فقط با مقایسه دو جمله با هم این تشخیص را دادند که مخالفان مشایی حتی از اومانیست خواندن جابر بن حیان که از شاگردان امام صادق(ع) است هم ترسی ندارند. جناب مشایی در جایی می گوید که اول باید انسان را شناخت و بعد جهان و خداوند را. حجت الاسلام روانبخش به این سخنرانی ایرادی وارد می کنند. حامیان مشایی وارد می شوند و این تهمت را به جناب روانبخش نسبت می دهند که تو حضرت علی(ع) را (نعوذ بالله) یک فراماسونر خواندی چون حضرت هم در سخنانشان می فرمایند: اول باید خود را شناخت و بعد خدا را. تأکید هم می شود که ایشان از شاگردان آیت الله مصباح است و به این صورت جناب روانبخش این تهمت را به امیر المومنین حضرت علی(ع) نسبت می دهند و خودشان خبر ندارند. آیا واقعا حجت الاسلام روانبخش چنین قصدی داشته اند؟ به قول حامیان مشایی آیا از اومانیست خوانده شدن جابر قصد توهین به امام صادق(ع) را داشته اند؟ پناه بر خدا از این همه تهمت. هیچ گاه و در هیچ یک از تحلیلهایشان اثری از استناد به اعمال و کارنامه جریان مطبوعشان نیست.

همیشه بعد از هر سخنرانی حضرت آقا جملاتی را بیرون کشیده و به نفع خودشان مصادره می کنند. مگر دلخوری حزب الله از همان بدو ورود این آقایان به دولت بوده است که این طور آنها را متهم به بی انصافی، بی بصیرتی و بازی در زمین دشمن می کنید؟

نمونه ای بارز از له شدن در زیر فشار بی انصافی ها و بی اخلاقی ها و خباثت ها!:

 مسئولیت های جناب مشایی در زیر تمام این فشارها در دور دوم! :

۱. رئیس دفتر رئیس‌جمهور (۳ مرداد ۱۳۸۸)

۲. سرپرست نهاد ریاست جمهوری (۲۸ شهریور ۱۳۸۸)

۳. نمایندگی ویژه رئیس‌جمهور جهت تصمیم‌گیری در مورد نحوه اجرای اختیارات هیأت وزیران در امور نفت (۳۰ مهرماه ۱۳۸۸)

۴. ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی (۱۰ آبان ۱۳۸۸)

۵.دبیر کمیسیون فرهنگی دولت (۱۹ آذرماه ۱۳۸۸)

۶. ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری (۶ اسفند ۱۳۸۸)

۷.مسئولیت انتصاب مدیر عامل صندوق مهر امام رضا

۸.مسئولیت کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین‌المللی ریاست جمهوری

۹. نماینده تام الاختیار رئیس‌جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور

۱۰. رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی

۱۱. عضویت در شورای فرهنگی دولت با حکم رئیس جمهور

۱۲.رئیس کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران – پاکستان - هند

۱۳.نماینده رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما

۱۴.جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور (۸ مرداد ۱۳۸۵)

۱۵.رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن (۹ دیماه ۱۳۸۶)

۱۶.عضو کمیسیون اقتصادی دولت

۱۷.نظارت برکار سخنگوهای دولت و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت

۱۸.نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه

(فقط سمت معاون اولی است که موجب سرخوردگی و شکاف میان دوست داران می شود!!!)

معاونت اولی مشایی: مشایی در ۲۷ تیر ۱۳۸۸ به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور در دولت دهم معرفی شد. این انتخاب با مخالفت‌های فراوانی در طیف مخالفان و حتی برخی از حامیان احمدی‌نژاد روبرو شد تا آنجا که حتی ایت الله  مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه، تصدی او را نامشروع اعلام کرد و محمدحسین ابوترابی‌فرد نایب رئیس اول مجلس از دستور مقام معظم رهبری برای برکناری مشایی و استفاده نکردن از او در هیچ پستی خبر داد.  سید احمد خاتمی نماینده مجلس خبرگان و امام جمعه تهران برکناری مشایی را آزمون ولایتمداری احمدی‌نژاد خواند.  با این حال احمدی‌نژاد و مشایی در روزهای بعد بر تصمیم خود پافشاری کردند. علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس گفت برای سئوال از رئیس‌جمهور در مجلس تلاش می‌کند.  سئوال نمایندگان مجلس از رئیس‌جمهور تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته‌است. پس از خودداری احمدی‌نژاد از اجرای دستور رهبر اعتراضاتی در جلسه هیئت دولت نیز ایجاد شد و پس از آنکه احمدی‌نژاد اداره جلسه را به مشایی سپرد، وزرا در اقدامی هماهنگ جلسه دولت را ترک کردند.سرانجام در روز جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸ دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، متن دستور اقا خطاب به احمدی‌نژاد در مورد لزوم برکناری رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهور را منتشر کرد. این نامه تاریخ ۲۷ تیرماه را دارد و شش روز پیش از انتشار به احمدی‌نژاد ابلاغ شده بود. این در حالی است که احمدی‌نژاد در ۳۰ تیر، یعنی سه روز پس از صدور دستور اقا، گفته بود که مشایی در سمت معاون اول رئیس جمهور به خدمات خود ادامه می‌دهد.  ساعاتی بعد از اعلام رسمی این دستور، مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیس‌جمهور از قول مشایی گفت که او مطیع امر رهبر است و خود را معاون اول رئیس‌جمهور نمی‌داند.  واحد مرکزی خبر، متعلق به صداوسیمای ایران جملاتی را که ثمره هاشمی در جمع خبرنگاران از رحیم‌مشایی نقل کرد، به همراه «بسمه تعالی» در ابتدا و نام مشایی در انتهای آن، ابتدا به عنوان «اطلاعیه» و کمی بعد با انتشار اصلاحیه‌ای به عنوان «متن کناره‌گیری» مشایی منتشر کرد.  روز بعد در نامه احمدی‌نژاد به مقام عظمای ولایت  استعفای مشایی بطور رسمی اعلام شد.  در ۳ مرداد، مشایی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، رسماً استعفای خود را اعلام کرد.

  برخی مواضع این جریان و شخص آقای مشایی را در زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، مرور می کنیم:

 سخنان جنجالی: برخی سخنان و اقدامات جنجالی مشایی در دوران حضور دولت نهم انتقادات زیادی را برانگیخت. اظهاراتی همچون «دوران اسلام‌گرایی به پایان رسیده‌است. البته این دوره تمام نشده بلکه رو به پایان است.»، «در ایران استفاده از حجاب آزاد است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود.»، «جلوگیری از برپایی شادی اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سیاه مکروه‌است.»، «آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه متعلق به کردستان است و این قوم از برترین قوم‌های ایرانی است.»، «ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند.»، «ایران امروز با مردم امریکا و اسرائیل دوست است.» «ما مردم امریکا را از برترین ملت‌های دنیا می‌دانیم.» و «نام خلیج فارس و دریای پارسی از ۳۰ میلیون سال پیش به موازات شکل‌گیری تمدن‌های انسانی در منطقه موجودیت یافته‌است.» و اقداماتی همچون حضور در مجلس رقصی در ترکیه، مراسم حمل قرآن همراه با نوای دف، ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی گوشه‌ای از عملکرد جنجالی مشایی است.

 حضور در مجلس رقص: مشایی در سال اول تصدی در کشور ترکیه در جلسه‌ای حضور یافت که در آن رقصندگان زن به پایکوبی می‌پرداختند . در زمستان سال ۱۳۸۵ فیلمی منتشرشد که مشایی را در مجلس رقصی در افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه نشان می‌داد. در حین شکایت مشایی از دو نماینده مجلس بر سر طرح این موضوع، اعلام شد که فیلم مونتاژ شده‌است ولی سعید ابوطالب نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد که شرکت ترکیه‌ای tour sab این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران عکاسان و شرکت‌های گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده‌است.  جناب مشایی این فیلم را تصاویر گزینش شده از یک مجلس دو ساعته دانست و افزود: «مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته. ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها برخلاف ما آن را حرام نمی‌دانند».  درسال ۱۳۸۸ در مقاله‌ای درسایت شخصی مشایی در پاسخ به انتقادات از این اقدام وی عنوان شد: «در صورتی که آنچنان صحنه‌هایی در افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر با حضور آقای احمدی‌نژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسه‌ای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد»؟!!! واقعا که. نا سلامتی این همه از شما حمایت کرده است. انصافت را شکر.

 دوستی با مردم اسرائیل:  او در اظهارنظری در ۲۹ تیر ۱۳۸۷  مردم اسرائیل را دوست خواند و با این اظهاراتش موجب برانگیخته‌شدن خشم بسیاری از کسانی شد که اسرائیل را دشمن خود می‌دانستند.   در پی این ماجرا ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با امضای بیانیه‌ای خواستار برخورد جدی با وی شدند . پس از انتشار این بیانیه، وی در ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ طیّ نامه‌ای به حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی واژهٔ اسرائیل در جهان امروز را منفورترین واژه‌ای دانست که مترادف نژادپرستی، خیانت، خشونت، مکر و فریب است. وی با تکرار ادّعاهای خود با شدّت بیشتر در مرداد ۱۳۸۷، موجی از اعتراضات را علیه خود و دولت برانگیخت. بلافاصله پس از این ماجرا تجمّع دانشجویان روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی برگزار گردید. حاشیه‌ها در مورد اظهارات وی تا جایی بالا گرفت که اقا ، در خطبه‌های نماز جمعه سخنان وی را کاملاً اشتباه دانسته و خواستار پایان‌بخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب می‌گشت، شد. این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد از سخنان مشایی دفاع کرده بود.

 سازمان حج و زیارت:  در سال ۱۳۸۸ دولت طی آیین نامه‌ای سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق نمود و مشایی نیز بلافاصله رییس این سازمان را تغییر داد. این تغییر ایتدا با مخالفت محمد ری‌شهری مواجه شد و در نهایت با دخالت رسمی مقام معظم رهبری این تصمیم لغو شد. +

همایش فرصتهای سرمایه گزاری در صنعت گردشگری ایران: در مراسم افتتاح همایش فرصت‌های سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران در روز ۱۸ آبان ۱۳۸۷ در حضور وی و قبل از مراسم قرائت قرآن، افرادی با لباس محلی، دف زنان قرآن را حمل و به قاری تحویل دادند. آیت‌الله صافی گلپایگانی و آیت‌الله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه خود آقای مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی به ناچار استعفا نمود.

 نظراتی درباره حضرت نوح و پیامبران دیگر: اگر امروز به افرادی مانند رازی و ابوعلی‌سینا افتخار می‌کنیم به طوری که قد آنها از اعماق تاریخ بیرون است برای بلندی قد آنها نیست بلکه کوتاهی قد نسل‌های بعدی آن را نمایان کرده‌است. شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده‌است. اگر قرار باشد طی چند هزار سال فقط چند صد ابوعلی‌سینا به وجود آید افتخارآمیز نیست. حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده‌است. آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره‌های قبلی پیامبری بوده‌است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می‌کرد عدالت برقرار می‌شد. این سخنان با واکنش برخی روحانیون همراه بود. حسن ممدوحی عضور جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگر خبر صحت داشته باشد، مشایی باید توبه کند زیرا این سخنان کاملا نادرست و اشتباه است

مکتب ایرانی: در دومین همایش ایرانیان خارج از کشورمشایی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج از کشور از اصطلاح «مکتب ایران» استفاده کرد که بعدها به «مکتب ایرانی» معروف شد. وی گفت: « برخی‌ها از من خرده می‌گیرند که چرا نمی‌گویی مکتب اسلام و می‌گویی مکتب ایران، گفت: از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.»

شکایت از روزنامه کیهان: در پی شکایت از روزنامه کیهان در پی انتشار خبری مبنی بر دیدار جناب مشایی با هوشنگ امیر احمدی، وی اعلام کرده بود اگر کیهان محکوم نشود من مسلمان نیستم و دادگاه هم شریعتمداری را از این اتهان تبرئه کرده بود.

تشکر از فرستاده موزه انگلستان: در اواخر فروردین سال 90، زمانی که قرار بود کتیبه کوروش به موزه انگلستان برگردد، او با در دست داشتن کتیبه به ایرانی بودن خود افتخار و از فرستاده موزه به دلیل در اختیار قرار دادن کتیبه تقدیر و تشکر کرد.

حالا من هم می خواهم یک جمله از حضرت آقا را مانند پتک به سرشان بکوبم و مانند خودشان رفتار کنم. هر چند دل خوشی ندارم و این نوع رفتار را نمی پسندم. استناد می کنم به نامه حضرت آقا راجع به عزل مشایی:

««انتصاب جناب آقای اسنفدیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است»»

نمونه های سرخوردگی را در سخنان جناب مشایی دیدیم. به نظر حقیر صرفا عنوان یک پست و مسئولیت می تواند جلوگیری کند از بروز چنین مسائلی که حالا از معاونت اولی تغییر داده و نزدیک به 18 پست دیگر را به ایشان بسپارند؟ اینان از به زیر سوال بردن سرمایه های انقلاب که یکی از آنها آیت الله مصباح(حفظه الله) هستند و حضرت آقا(حفظه الله)، از ایشان به عنوان عقبه تئوریک نظام یاد می کنند چه سودی می برند؟

یا حق

  *****************************************************************

 پی نوشت:

یکی از حامیان مشایی شبه ای را در حضور جناب روانبخش مطرح کرده اند و آن را در یک پست جداگانه در وبلاگ خود تحت عنوان مناظره ۵ دقیقه ای با روانبخش مطرح کرده است. مغلطه از این بزرگتر؟!!!!!!!!!!

پاسخ حقیر به مغالطات وحشتناک شما:

در طی مناظره ای که صاحب وبلاک ندایی از درون با جناب روانبخش انجام داده اند و نتیجه آن را با افتخار در وبلاگ خود اعلام نموده اند چند مسئله وجود دارد که باید راجع به ان جواب بدهند ولی تا به حال از جواب دادن به این موضوع با طرح مسائل حاشیه ای طفره رفته اند. در رابطه با خانه نشینی 11 روزه دکتر احمدی نژاد است.

اینکه ایشان از آقای روانبخش در مورد مشایی سوالی کرده اند و ایشان نیز جوابی را ارئه نموده اند. بعد از صاحب وبلاگ به آقای روانبخش می گوید صاحب آن سخن حضرت آقا بوده است و در اینجا به اصطلاح مچ جناب روانبخش را می گیرد.

جمله ای را که از سخنان حضرت آقا به آن استناد کرده اند این است: """تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتى خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند"" 

دوستان در جریان این موضوع هستند که این سخنرانی حضرت آقا در تارخ 90/2/3 در جمع مردم فارس ایراد شده است و در همین تاریخ هنوز خانه نشینی دکتر احمدی نژاد علنی نشده و به اصطلاح دهان به دهان نشده است. در صورتی که صاحب وبلاگ این ادعا را دارد این سخن مقام معظم رهبری مختص خانه نشینی احمدی نژاد ایراد شده و در آن زمان خانه نشینی علنی شده بود. در صورتی که این طور نیست. این جمله صرفا بعد از موضوع عزل مصلحی و حکم حکومتی حضرت آقا و ابقای مجدد مصلحی ایراد شد که خبرگزاری های خارجی از آن به عنوان حاکمیت دوگانه و ... یاد کردند.  بنده تاریخ خانه نشینی را دقیقا یادم نیست. فکر کنم از 3 تا 14 اردیبهشت بود. این را هم از قول جناب زاکانی مشاهده کردم. بر روی این موضوع مانور کردند که وقتی تاریخ خانه نشینی را نمی دانی این طور مطلب نزن و خود را جهنمی نکن. حقیر گفتم اصلا تاریخی که بنده اعلام کردم غلط و نادرست. ولی این جمله حضرت آقا هیچ ربطی به خانه نشینی ندارد. تاریخش مشخص می کند و همه به یاد دارند که مختص چه موضوعی ایراد شد. گاف به این بزرگی را ببینید چطور ماست مال می کنند: در جواب می گویند:  """شما چطور چنین نتیجه ای گرفتید؟ فقط به ظاهر موضوع نگاه کردید؟ اصلا مطمئن هستید خونه نشینی بر سر همین موضوع بود؟""" نه پس خانه نشینی به خاطر توپ و تشر وبلاگنویسان بود. پس اگر این طور باشد وای به حال دکتر که چهارتا انتقاد را تحمل نکرد و با خونه نشینی آبروی آقا و این نظام را در معرض خطر قرار داد. واقعا که.

نوشته شده توسط سید مهدی در 23:2 |  لینک ثابت   •